ابراهيم عاملي ( موثق )

325

تفسير عاملي ( فارسي )

معنى لغات : تهوى - از مصدر هوى بمعنى ميل بامور مادى و معنوى ، و حسبوا - از مصدر حسبان بضمّ حاء بمعنى گمان . فعموا - از عمى بمعنى كورى ، صمّوا - از صمم بفتح صاد و ميم ، بمعنى كرى و ناشنوائى ، تاب - از مصدر توبه بمعنى برگشتن ، درگذشتن و عفو كردن . انتهوا - از انتهاء به معنى رسيدن خبر ، به جائى رسيدن ، خوددارى كردن . ليمسنّ - از مصدر مسّ به معنى پسودن و دست ماليدن ، و اصل كردن ، اصابت كردن . خلت - از مصدر خلو ، به معنى تهى و خالى شدن ، ساكنين از جائى رفتن ، جائى منحصر به فرد شدن ، چيزى گذشتن ، با كسى خلوت كردن . يؤفكون - از مصدر « افك » با فتح همزه و سكون فا و « افوك » با ضمّ هر دو ، بمعنى منصرف كردن و دروغ گفتن . ترجمه : 73 ما از خاندان اسرائيل پيمان گرفتيم [ بموجب عقل و خرد و پيغمبران بر يكتاپرستى و روش خردمندانه ] و پيامبرانى براى شان فرستاديم ولى هر پيغمبرى كه بناخواسته شان چيزى آورد يا دروغزنش گفتند و يا كشتند . 74 و پنداشتند گرفتارى نباشد و كر و كور شدند و خدا بخشيدشان و سپس بيشترشان كر و كور شدند [ چه بهر روزگارى مخالف حقّ شدند ] و خدا به آنچه كنند بينا بود 75 . البتّه كافر شدند كسانى كه گفتند : خدا همان مسيح پسر مريم است با اينكه مسيح گفت : اى فرزندان